معماری اقیانوسی است به عمق یک متر
سلام سلام به برگهای زرد و قرمز و قهوه ای سلام به بارون سلام به باد سلام به این هوای دونفره وای باران شیشه پنجره را شست اما ........... وقتی بارون میاد هرچقدر دلت خواست میتونی گریه کنی حتی آسمون وقتی می بینه برگ درختا می ریزه گریه میکنه ناراحت فعلا تا بعد سلام به همه دوستهای طبق آخرین خبر از کنکور 88 من قبول شدم خدایااااااااااااااااااااااااا شکرت خدایییییییییییییییییی مهربونم خیلی دوستتدارم (((((((((((((((((( جوابهای کنکورمون امد قبول شده بودم معماری دیروزم رفتم ثبت نام واه واه بد نبود دانشگاهش متوسط بود ولی برخورد مسئولینش خوب بود برو بچ دستتون ندرده که واسم دعا کردین منم واسه همتون دعا کردم سلام بر همه دوستان گلم كه توي اين مدت بهم سر مي زنن و منو شرمنده خودشون ميكنن بچه ها تا حالا شده بري جايي كه ميدوني ته اين دنياست و ديگه ايستگاه آخر دنيايي كه توش زندگي مي كنيم اونجاست كه بايد از قطار پياده بشيم و به قول دوستام لاين عوض كنيم يا شايد هم قطاري به مقصد يه جايي دورتر يا شايد هم نزديك تر سوار بشيم فكر كنم با اين همه توصيف فهميده باشيد كجا رو مي گم ديروز دور از اين جا باشه رفته بوديم 40 يكي از اقوام نزديك صبح اول رفتيم بهشت زهرا من حدودا 15 سال شايد يكم كمتر بود كه نرفته بودم بهشت زهرا واي كم اورده بودم قطعه هاي جلويي هم جوون بودن زده بودم زير گريه حالا گريه نكن كي گريه كن مامانم ميگفت چرا اين جوري ميكنه خدا بيامرزه اون رفته با گريه تو برنمي گرده ولي خدا وكيليش رو بگم اصلا به خاطر اون گريه نمي كردم يه لحظه ياد خودم افتادم دور از من البته دور كه نيست يعني نمي دونم دوره يا نزديك ولي خودم رو تو اون حالت ديدم دلم به خودمون سوخت ما آدمها هر كاري دلمون مي خواد توي اين دنيا مي كنيم اصلا هم واسمون مهم نيست ته دنيايي هم وجود داره البته اين فاميل ما بنده خدا خيلي راحت فوت كرد خودش به حالش كاش منم انقدر راحت بميرم كاش توي زمان زندگي يه وقت هايي هم به فكر مرگ باشيم ولي مشكل اينه كه خيلي زود اين روز ها رو فراموش مي كنيم و يادمون مي ره كه همين چند وقت پيش يه تلنگر خدا بهمون زده كه اي بنده نوبت تو هم مي شه ها حيف كه يادمون ميره و وقت مرگ به فرشته مرگ ميگيم كاش بهمون خبر ميدادي مي امدي اون هم مي گه همسايه تون مرد فاميل دوست آشنا ديگه چقدر پيغام ميدادم ميام ديگه امدم وقتي ديدم نوبتت شده نمي دونم ولي اين اشتباه هممونه يا فقط اشتباه منه
تا حالا يه لحظه شده به خودت فكر كرده باشي فكر كردي كه كي هستي فكر كردي چرا خدا اشرفت مخلوقاتت كرده تا حالا فكر كردي كه چقدر به خودت ظلم ميكني براي اينكه ديگران رو خوشحال كني نه خداييشو بگو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا حالا شده شبها كه مي خواي بخوابي دلت به خودت بسوزه بگي خدا از روز اولي كه اين بدن رو بهت داده تا زماني كه زنده باشي همين يه بدن رو داري تا حالا شده حال يكي رو واسه دل خودت بگيري و حقت رو ازش بگيري (نمي گم يكي رو ضايع كن دلت خنك بشه نه به خدا يه وقتهايي كه لازمه حقت رو بگيري رو ميگرم ) نه اشتباه نكن من اصلا نميگم دعوا كن من فقط ميگم حقت رو بگير من خودم از بچگي چاق بودم حالا الان لاغر كردم موقعي كه چاق بودم واقعا از نظر روحي رواني آدم قاطي بودم خدايي ديگه اينو جدي ميگم ولي الان خيلي راحترم زندگيم خيلي بهتره اين يه مثال بود واسه اينكه بفهمي يه چيز كوچيك مثل چاقي چقدر مي تونه توي زندگي آدم ها تاثير منفي داشته باشه ما ها هممون آدميم ،هممون از يه روح الهي سرچشمه گرفتيم بايد خوب زندگي كنيم واقعا تا حالا فكر كردي كه اگه چند روز ديگه قيامت بشه به خدا چي ميخواي جواب بدي اصلا حق ناس كه جاي خودش در مورد بدي هايي كه به خودت كردي چي ميخواي جواب خدا رو بدي خدا ميگي من روز اولي كه تو رو فرستادم اونجا زيبايي ، اعتماد به نفس ، سلامتي ، همه چيز دادم ولي تو چرا خوب ازش مراقبت نكردي واقعا دلت به خودت نسوخت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا حالا شده فكر كني كه چقدر به خودت لطمه ميزني وقتي كه با يكي دوست ميشي من پسر ها رو نمي گم چون اونها خيلي رله هستن واسشون مهم نيست مامان باباهاشون بفهمن ولي واسه دختر ها مهمتره خدايي من هركدوم دوستهام با دوست پسرهاشون قهر ميكنن تببببببببببببببببببببببببببببببببريك ميگم خدايي تبريك نداره آره من اين جوريم حال ميكنم اينجوري باشم چون طرفدار آزادي هستم حداقل تا زماني كه ازدواج نكردي بايد شادي هات رو وابسته به شادي هاي كسي جز خانوادت نكني (خانواده گرايي) نمي دونم شايد به نظرتون اينها خيلي مسخره باشن ولي من اينجوري دوست دارم ولي از يه طرف ديگه ميگم آدم اگه با كسي دوست بايد بهترين لحظات رو باهاش بسازه كه يه روزي به عقب برگشت بگه وايييييييييييييييييييييييييييييي چقدر خوب بود چقدر خوش ميگذشت نمي دونم خيلي از آدم ها هستن فقط واسه دعوا با هم دوست ميشن بابااااااااااااااااااااااااا اينجوري نكنيم با هم خوب باشيم شادي هايي كه ميخواستيم تنهايي داشته باشيم با هم تقسيم كنيم نمي دونم بعد اين هم مدت چرا اينها رو گفتم بعد اين همه پست باحال گفتم يه كم هم بي حال باشم خسته نشو اگه تموم راه ها پيش تو و سادگي هات بسته بشن طاقت بيار اگه همه آدم ها از اين كه پا به پات بيان خسته بشن دل بستن واسم آسون بود دل كندن خيلي سخت حتي او كه مي گفت مي مانم هميشه با تو باعث شد هميشه چشمهايم خيس بماند واي از اين همه دل تنگي هيچ كس همراهت نيست هيچ كس نمي فهمه چرا تنهايي هيچ كس نمي دونه چرا كس بي كسون فقط خداست هيچ كس نمي دونه .......... ولي من ديگه فهميدم كه دل بست بجز به تويي كه هميشه يارمي يادمي ديگه جايز نيست دل مي بندم بهت چون مي دونم ديگه تنهام نمي ذاري قول نمي دي فراموشم كني دوستم داري هميشه پيشمي هميشه ولي من چيزي دارم كه تو هيچ وفت اونو رو نداري من تو رو دارم توي همه جاي زندگي ولي تو كه خودتو نداري خوشحالم كه دارمت ديگه لزومي نداره دلم بگيره دوستت دارم هميشه مرا بسپار در يادت يه وقت بارش باران نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بيد مي لرزد : دعايم كن كه من محتاج محتاجم !!!!!!! بچه ها اين روزها خيلي گرفته ام يه جورهايي واقعا باروني هستم بچه ها دختر عمه ام خيلي حالش بده واسش دعا كنيد اون فقط 13 سالشه ولي سرطان داره تو رو خدا دعاش كنيد از اول آذر بستري ميشه اين يكي مونده به آخرين اميدشون اولین وآخرين اميدشون خداست ودعاهای شماست فداتون ستاره ناهيد ......................................................................................................................... اين روزها خيلي درگيره مدرسه ، درس ، كنكور ، ........... هستم شرمنده كه نمي تونم زياد بنويسم زمانهايي كه ميرم مدرسه انگار ذهنم بسته مي شه ديگه جايي يا شايد هم وقتي نمي دونم ديگه حسم نمي گيره امروز معارف داشتيم معلممون خيلي باحال حرف ميزنه از اول سال تا الان من يكي رو كه تونسته تكون بده ميدوني چيه حتي خجالت ميكشيم سر كلاسش بد حجاب باشيم با اين كه خيلي آدم راحتيه امروز روز دانش آموز بود معلممون امد واسه ما حرف زد زنگ آخر معارف داشتيم داشتيم درباره توحيد نظري افعالي توحيد صفاتي حرف ميزد كه بحث به اين كشيده شده خدا و صفاتش يكسانن معلممون ميگفت روز قيامت يه سري از افراد بدون حساب به بهشت ميروند يه سري از افراد بدون محاسبه به جهنم ميروند و بعقيه ميمونن واسه محاسبه كه اون افرادي كه گناه كار شناخته ميشن اول به گناه كارهاي ديگه روي ميارن ميگن شما ها ما رو منحرف كرديد اونها هم ميگن ما خودمون بد بخت شديم براي شما نمي تونيم كاري انجام بديم بعد ميرن سراغ شيطان اون هم ميگه من فقط دعوت كردم ميتونيستيد قبول نكنيد بعد ميرن سراغ انسان هايي كه مومن شناخته شدن به اونها ميگن به ما كمك كنيد اونها هم ميگن يادتون رفته روزي رو كه روي زمين ما رو به تمسخر ميگرفتيد راه ما رو رفتار ما رو تيپ ما رو مسخره كرديد ديگه ما نمي تونيم واستون كاري كنيم چون شما همه راههاي پشت سرتون رو خراب كرديد ديگه هيچ راهي نمي مونه جز اينكه برن پيش خود خدا ازش بخوان كه ببخش اونها رو خدا هم با اون همه رحمانيت كه خيلي خيلي مهربونه ولي عادله ولي حق ديگر بندگان رو ضايع نمي كنه ولي هر كسي بايد به عاقبت كارهاش برسه به اونها ميگه بريد آن زماني كه بايد كاري انجام ميداديد كجا بوديد خيلي كم اوردم فكر كن خدا بهت بگه رو ما جز اون ديگه چه كسي رو دارم فكرش هم آزار دهنده است انشاالله كه ما از اون دسته نباشيم قربانتون ستاره ناهيد غروب بود ساكت و تنها روي نيمكت انتظار كنار جاده نشسته بودم محكوم بودم به انتظار انتظاري كه نميدونستم؟ كه قراره كي تموم بشه انتظاري كه هميشه با بعض همراه بوده منتظر بودم تا قطار ابديب از اونجا گذر كنه من سوارش بشم و بيام تا خود خودت تابلوي بزرگي زده بودن اونجا نگاه كردن به اون من رو ياد خود م مي انداخت يك علامت خطر هوا گرفته بود و بوي نم تمام مشام رو پركرده بود حس جالبي بود صندلي هم ديگه تحمل منو نداشت صداش در امده بود گندم زاري در آن نزديكي ها به چشم ميخورد كه مي گفتند اسمش مزرعه اعمال است نمي دونستم معنيش چيه تنهايي سخت بود آرزو داشتم حتي يه رهگذر از اونجا بگذره و حس منو داشته باشه رفتم توي فكر ياد همه كارهايي كه كردم ياد تو كه همه حجم ذهنم رو پر كرده بود ياد اين افتادم كه هميشه به زندگي مثل يه قفس واسه يه پرنده يا شايد هم يه پروانه بود تصور ميكردم هميشه هزارتا طناب بهم وصل بود كه منو توي قفسم اسير كرده بود هميشه دوست داشتم اين طنابها رو پاره كنم آزادي رو حتي يه لحظه تجربه كنم و حالا كه اينجا هستم هنوز هم اين طناب ها شايد از وجودم پاره شده باشند ولي از فكرم پاره نشدن به ياده همه طنابها بودم راه رسيدن به تو خيلي طولاني بود و من خسته از راه اين واسم خيلي بد بود قطار هم ساعتها بود كه تاخير داشت و خيلي وقت پيش بايد از اينجا گذر ميكرد ولي انگار فراموش كرده بود كه منم بليت خريدم يه بليت فقط واسه رفت ديگه قصد و اجازه برگشتن نداشتم دو طرف جاده را علفهاي هرز احاطه كرده بود ولي انگار يه باغبون مهربون تمام كناره هاي جاده رو حصار زده بود كه راحت از اونجا رد بشه ديگه از خيالم قطار رو بيرون كردم راه افتادم پياده تا تو خيلي راه بود و من خسته ولي اميد رسيدن به تو توي دلم موج ميزد هميشه بهم گفته بودن كسي كه بتونه بياده بياد تا تو ديگه هيچ وقت اجازه نميدي از پيشت بره و خيلي دوستش داري ياد قطره هاي بارون افتادم خيل دلم ميخواست توي اون صحراي كه توش بايد تا تو مي امدم از اول تا اخر بارون بياد سرم رو بالا كردم تا آسمون رو ببينم ديگه كم كم داشت هوا تاريك ميشد يه قطره مهربون بارون امد مستقيم روي صورتم خيلي حس زيبايي بود كه يه همراه و يه هم دل پيدا كرده بودم هميشه قطرههاي بارون منو ياد تو مينداخت بوي بارون مست بوي تو ميكرد منو مست ياد تو اون هميشه عاشقانه هاي منو يادم مينداخت يه قطره اشكي كه از چشم يه عاشق مي امد هميشه يه دريا از حرف رو در خودش داشت و از هر قطره اي عاشقانه تر بود ديگه سكوت كردم حجم از راه رو امده بودم كه هوا گرگ و ميش شده بود خواستم استراحت كنم نشستم و دستهامو رو به اسمون باز كردم اونجا انقدر هوا پاك بود و آسمون بهم نزديك بود كه حس ميكردم ميتونم بغلش كنم آسمون هم غلتيد توي بغلم و من خوشحال از اين كه آسمان دراغوشم است به ياد تو دعا كردم تو را خواستم راه طولاني بود و هنوز باران ميباريد كبوتر هاي سفيد در حال كوچ از بالاي سرم پرواز ميكردند به سوي تو نامه هايم را به آنها سپردم چون اونها حتما اونها رو به تو مي رسوندن ولي اگه يه روزي خودم هم بهت مي رسيدم و اونها نامه هام رو نرسونده بودن خودم بهت ميگفتم ولي اگه نمي رسيدم دل خوش بودم كه حرفام رو بهت گفتم بعد از مسافتي زيادي به باغي پر از گل رسيدم يك طرف دريا و يك طرف بي نهايت گل ديگه به تو رسيده بودم و هيچ وقت قصد برگشت ندارم فقط اگه تو هميشه كمكم كني و عاشقانه دوستم داشته باشي تو بي نهايتي و من جز هستم هستم ازتو و نيستم از توست هميشه وام دار نگاههاي عاشقانه تو هستم و هميشه بدهكارم به تو هرچقدر هم كه بزرگ باشم در پيشگاه تو كوچك و حقيرم دوستت دارم و هميشه به تنهاييت قسم كه تنهاييييييييييييييييي تنهام و جز تو كسي رو ندارم دوست دارم يه روزي به پاكي باران و به زلالي آب زندگي كنم دوست دار همتون* س ت ا ر ه . ب ا ر و ن ي* وقت عاشقانه هاست وقتي كه آسمان به حال برگهاي زيبايي كه فرش خيابانهاي شهرم شدند گريه مي كنه مردم ساده تر راه ميروند ديگه خبري از گرماي تابستان نيست نگاه ها به يكديگر عاشقانه ترند جاده ها بوي رفتن ميدهند اي مسافر برو اگه راهت درست باشه حتما ميتوني به بهار برسي !!! جلوي پنجره نشستم مثل هميشه در انتظار بوي باران نويد پاييز را ميدهند نويد زمستاني سرد و بعد بهاار و باز بهار از راه مي رسد پاييز عاشقه عاشق من و تو عاشقه ما آدمهايي كه دوستش داريم درختها عاشقانه برگهاشون رو زير پاي ما آدم ها فرش ميكنن و از ما به عنوان مهمون ياد ميكنن زيبا و دوست داشتني سرد است ولي گرماي اميد در وجود انسانها هميشه گرمي بخش سرماست پاييزتون مباركككككككككككك عيد فطر همتون هم مبارك انشاالله سال خوبي داشته باشيدددددددددددددددددد عزيزانم ولي خدايي خيلي امروز ضعف كرده بودم روزه بودم بعدشم درس دادن ديف درس داد داشتم غش ميكردم امروز رفتم مدرسه انقدر حرصم خدايي خيلي خنده دار امروز مثلا آدم شده بوديم نمي خنديديم معلمه يه ضايع بازي در اورد من داشتم از خنده مي مردم صبح دير رفتيم مهسا كلي خنديد مسخرههههههههه راستي من اگه كم آپ كردم ببخشيد ديگه اگه دير شد بهتون سر بزنم ببخشيد پيشم ديگه قربون همتون ستاره تا حالا از قله هاي اطراف شهر ، شهرتو ديدي ؟؟؟ چند وقت پيش با دوستام رفته بودم كوه از اون بالا داشتيم شهرو نگاه مي كرديم مي دوني چي ديدم ؟ همين برج هايي كه ما آدمها همين الان توش زندگي ميكنيم رو ؟ يكي از برج ها رو نشون دوستم دادم گفتم نگاش كن اندازه يه سنگ ريزه هستن نه؟ خندش گرفته بود از حرفم به قول مامانم ميگه اگه توي يه ماجرا يا يه چيزي باشي فكر ميكني خيلي بزرگه وقتي از دور نگاش ميكني مي بيني خيلي كوچيكتر از اوني بوده كه فكرش رو هم بتوني بكني وقتي از نزديك هر كدوم از اين برج ها رو مي بيني فكر ميكني سرت گيج ميره انقدر بلنده ولي از اونجايي كه من ميديدم خيلي كوچيك بود راستي خونه ما كه سه طبقه است از اونجا فكر كنم يه مولكول شده بود ولي اين موضوع واقعيت داره من خودم اگه يه مشكلي برام پيش بياد خيلي بزرگش ميكنم ولي مثلا مامانم يا بابام خيلي راحت با يه حرف حلش ميكنن نه واسه اين كه بزرگ هستن فقط واسه اين كه بيرون اون ماجرا هستن و موضوع رو كوچيك مي بينن من ميگم ما آدم ها اگه توي يه موضوع هستيم خودمون رو يه لحظه رها كنيم بيايم بيرون ماجرا از بيرون نگاهش كنيم خيلي راحت می تونیم اون مشکل رو حل کنیم باراني يه وقتهايي تو ميگي غمگين ننويس از غم نگو از شادي بگو از شادي بنويس نميگم من آدم شادي نيستم هستم ولي من شاديهامو از غم هام دارم و غمهام رو از شاديهام اينها خيلي باهم خوبن نمي دونم دليل مخالفتت چيه ؟؟؟( اگه تونستي بگو بهم ) نشستم روي يك صندلي كه صداي قرچ قرچش فضاي سكوت اتاقم رو پر كرده ولي حجم سكوت و تنهايي من بيشتر از اينه كه اين صدا بتونه پرش كنه بوي خاك مياد آره هميشه ميگن خاك آدم ها رو سرد مي كنه تو فكر مي كني بتونه عشق من به تو رو هم سرد كنه ؟ از بيرون نسيم خنكي به صورتم مي خوره كسي چه مي دونه ؟ زندگي آدمها چه جوري تغيير مي كنه ؟ بوي نم داره مياد فكر مي كني از آسمون آبي باشه يا آسمون ابري چشم هاي من ؟؟؟؟؟؟؟ چشماي من هميشه واسه آدمهايي كه خوبن و هيچ بدي ازشون نديده باروني ميشه ميفهمي ؟ واسه تو نوشتم ديروز وقتي داشتم ازت جدا ميشدم بوي خون از دستات به مشام مي رسيد آخه چرا تو آخرين لحظه با او دستهات قلبم رو از توي سينم جدا كردي مي دوني ؟ مي گي : چيو ؟ اين كه من يه مترسكم هميشه مواظب مزرعه عشقي كه با هم ساختيم مي مونم يادته رفتيم دريا ؟ يه قلب كشيدم جلوي ساحل گفتي مترسك نترس مواظب قلبتم بعد يه حصار درست كردي جلوي قلبم تا موجهاي حسادت نبرنش ولي تو رفتي همون موقع بود كه موجها امدن اول قلبم رو بردن بعد هم خودمو آخه يه عروسك از خودش چه دفاعي داره ديگه چند وقته قلب ندارم جاش هميشه يه گل سرخ خشكه كه روز اول بهم دادي آره هنوز دارمش تو چي قلبم رو خوب نگه داشتي ؟ سلام خوبيد ؟؟ بچه هاا تا حالا فكر كرديد كه روزي ما آدم ها دسته خداست نه دست بند هاش چند روز پيش سوار تاكسي شده بودم از انقلاب تا ميدون فردوسي مرده خيلي زياد ازم گرفت منم خيلي عجله داشتم وقت دعوا كردن نداشتم ديگه پولشو دادم و رفتم دنبال كارم بعدش هم با مترو امدم خونه فكر كردم چقدر زياد گرفت آخه بگو آدم !!!!!!!!!!!!! روزي دسته خداست نه دست مسافرها تو اگه از من درست پول بگيري شايد يه دربستي توپ گيرت افتاد خوب پولي ازش گرفتي ولي خيلي بي انصاف بود بعد ميگن چرا پولمون بركت نداره هميناست ديگه آخي بچه ها دلم خيلي براي اون دوستم كه مي پريد وسط حرفام تنگ شده چند روزه ازش خبري نيست راستي امروز هم روز اول ماه مبارك بود خيلي جالبه اين شب ها هم واسه خودش ولي خيلي دير اذان ميده نمي دونم شايد من اينجوري حس ميكنم تازه فهميده بود كه فقط مهربان ترين مهربانش تويي نگاهش كردي گفتي نمي بخشمش سرشو انداخت پايين با همون خاكي بودنش با بغض دوباره دست نيازش رو به سمتت دراز كرد گفتي نمي بخشمش اين دفعه ديگه بغضش تبديل شده بود به اشك نگاهش كردي گفتي از زاري تو شرم دارم بخشيدمت زانو زد جلوت سجده كرد با زبون بي زبونيش فقط گريه مي كرد مي گفت مي خوام پاك باشم دستاشو گرفتي گفتي بلند شو وفت نمازه دستاشو گرفت به سمتت گفت خداياااااااااااااااا تمام سالهاي عمرم بد كردم مي بخشي ؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتي تو بنده مني جايز الخطايي بخشيدمت باران مي آمد لباسهايش خيس شده بود ولي ميگفت ديگه پاك شدم اي معبود هميشه تنهايم دوستت دارم خدايا واقعا منو مي بخشي خدايا به بي راه رفتم خدايا مشعلي كه توي قلبم داشتم رو جلوي روم بود ولي اشتباه رفتم خدايا مي خوام قبل اينكه بخوام به عشق تو روزه بگيرم منو پاك كني بعد پاك مي كني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدايا منو از زميني بودن نجات بده خدايا من خاكيم ولي قلبم رو به نور خودت متجلي كن خدايا يازده ماه بدم مي خوام يه ماه بنده خودت باشم مي ذاري ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدايا اين گرد و غبار خاكي بودن رو از رو قلبم بر دار مي خوام آسموني شم اجازه ميدي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و هميشه مي خواهم تنها معبودم باشي و فقط تكيه به ديوار تو همه زندگيم رو بگذرونم خدايا به من قدرتي عطا كن كه نا بخشودني ها را ببخشم و مورد رحم تو قرار بگيرم سلام بچه ها آیدی منو یکی هک کرده من دیگه تو یاهو آنلاين نمي شم باي واسه هميشه با بچه هاي ياهو سلام به تويي كه دوستم داري و داري اينها رو مي خوني ممنونم ازت مي دوني امروز رفته بودم بيرون جلوي بانك يه خانم رو ديدم روي ويلچري بود نگاهش كردم خيلي زيبا بود ولي ...........................افسوس........................... آره بازم ولي به خودم نگاه كردم شايد خيلي زيبايي ندارم نمي دونم شايد هم دارم ولي خدا رو شكر كه سالمم خدايا شكرت كه سالم من رو آفريدي نمي دونم به قول يكي از نويسنده هاي معروف نمي شه در مورد افراد معلول هم بد قضاوت كرد ولي به خدا بد قضاوت نكردم فقط به اين فكر كردم چرا قدر خودم رو قدر تويي كه داري اين نوشته رو مي خوني و قدر تمام نعمت هايي كه دارم رو نمي دونم پدر؟ مادر ؟ سلامتي ؟ خوشي هايي كه دارم ؟ بوي نم بارون ؟ به نظر تو اينها نعمت نيست اينها دليلي واسه شادي نيست كه من دارم ؟ يا اين هايي كه تويي كه مپري وسط نوشته هاي من داري اينها دليلي واسه شادي نيست ؟ ديگه يه وقتيهايي صداي داد و فرياد همديگر رو هم نمي شنويم چرا ؟ مي پرسي چرا ؟ خب چرا نداره كه وقتي تو شهر هاي بزرگ زندگي مي كني كه آروم ترين صداهاش صداي آدمهاست به نظر تو چرا داره اين جمله ؟ هر روز يه آلودگي جديد به وجود مي يا د صوتي ديداي و خيلي چيزهاي ديگه هر روز صبح قبل اين كه از خواب بيدار شم ونگ ونگ اين موتور جوش كاري همسايمون مخم رو مي خوره و بيدارم مي كنه حالا اين كه چيزي نيست خدا به داد اون روزي برسه كه خواهرم يادش بره در بالكن اتاقمون رو ببنده واي قبل اينكه بيدار بشم سر درد ميگيرم !!!!!!!!!!!!!!!!!! خب ديگه اين يكش بود واي به داد اون روزي كه بخوام يه چيزي به مامانم بگم انقدر بايد داد بزنم تا حنجرم درد بگيره آخر هم نمي شنوه خيلي جالبه بعد مي گيد چرا ؟ مي دوني قبلا ها انقدر سكوت بود كه آدم ها صداي ترنم عشق رو از قلب هاي هم مي شنيدن ولي اين روزها فرياد هاي دوستت دارم هم به گوش كسي نمي رسه حالا من به تو مي گم چرا ؟ اين هم حتما از بزرگ شدن شهر هاست نه خيرم اين از بي مهري آدم هاي قرن ماست كه انقدر گوشهاشون رو به حرف هاي حرز مي دن كه جايي واسه اين حرفها نيست امروز به اين فكر مي كردم چيه ؟ تو چرا بازم پريدي وسطه نوشته هاي من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره داشتم مي گفتم فكر مي كردم كه آدم يكي رو دوست داره اونم آدم رو دوست داره ولي نمي شه با هم باشن چون هر دوتاشون پايان راه رو مي بينن چون هر دوتاشون قبل هم تجربه هاي خوبي نداشتن نمي دونم شايد درسته؟ شايد اشتباه ؟ ولي من مي گم كسي كه نمي تونه آينده رو ببنه واييييييييييييي از دست تو دوباره امدي وسطه نوشته هاي من اين ميگه آدم خوب مي ترسه بعد يه تجربه بد دوباره شروع كنه شايد هم تو درست ميگي ولي من مي گم نمي شه كه آدم به خاطر ترس ديگه هيچ وقت با كسي نباشه واسه من مهم اينه كه با هركي هستم خيلي باهاش خوب باشم حالا هرچي مي خواد پيش بياد حتما اوني كه اون بالا نشسته خواسته اونجوري بشه خدايا مي سپرم خودم رو به تو سلام برو بچ خوبید وایییییییییییییییییییی خیلی با حاله کلی داره برف میاد من که خیل خوشحالم ما رو تعطیل نکردن آخه کلی حال می ده میریم بیرون هم امتحان می دیم هم می ریم برففففففففف بازی خدایی من که دلم برای یه همچین برفی کلی تنگ شده بود تا حالا به این باحالی برف نیومده بود امروز رفتم امتحان بدم کلی برف بازی کردم کلییییییییییییییی خوش گذشت جای همتون خالی بود خیلیییییییییییییییی خوش گذشت خیلی خیلی خیلی خیلی می دونید چیه من که برف و بارون رو خیلی دوست دارم آخه این رو می رسونه که خدا هنوز به بنده هاش ایمان داره و بازم براشون نعمت می فرسته خیلی با حاله می فهمیم که خدا بازم به یادمون و هیچ وقت تنهامون نمی ذاره ایوللللل خب انشاالله کلی برف بیاد ولی ما تغطیل نشیم بریم صفااااااا ولی جاتون خالی بود خوش گذشت بای بای فعلا خدایا شکرت به خاطر این همه نعمت دوستت دارم خدای مهربونمون سلام بچه ها خوبید می دونید چیه یه وقتهایی انقدر خوشحالیم که فکر می کنیم هیچ وقت اون زمان تموم نمی شه و یه وقتهایی انقدر ناراحتیم که فکر می کنیم بازهم زمان نمی گذرن می دونید چیه این رو یادتون نگه دارید که همیشه اگه توی لحظه های خوب زندگیتون باشید چه توی لحظه های بد زندگی باشید همش می گذره فرقی نداره که خوب باشن یا بد خیلی زود زمان می گزده و خیلی زود دیرمی شه خدایا کمکمون کن توی این زمانی که برامون گذشتی بهترین بنده ات باشیم خدایا یه روز توی زندگیم بذار بندت باشه می دونم که حتی نمی تونم یک ثانیه توی عمرم بنده واقعیت باشم خدایا کمکم کن همونی باشم که تو می خوای خیلی امشب دلم تنگ نمی دونم چرا !!!!!!!!!!!!!!!! خدایا این قلبم رو از تو سینه ام بردار که دیگه نخوام انقدر مواظبش باشم که انقدر نگیره که انقدر بچه بازی در نیاره جدایی از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم گریه کردم و نوشتم نازنیم یا تو یا من به تو گفتم باور کن میون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار بنویس مهلت مونده یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونهات نذاشتم مثل دستات سرد سردم من که تو بن بست غربت زخمی از اواز پاییز فکر چشمهای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد ندونستم که باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمهات نوشتم بنویس مهلت مونده یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونهات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
![]()
![]()
سلام به همه عاشقا
که عشقشون فصل پاییزه ![]()

![]()
هیچ کس هم نمی فهمه داری گریه میکنی همه فکر میکنن بارون تو پاییز همه عاشق ![]()
میشه نمی دونم شایدم خوشحال میشه
من که دوست دارم ساعت ها تو بارون قدم بزنم دلم باز میشه
بارون میاد ولی هوای ابری غمگینم میکنه ![]()
![]()

گلم خوبید واییییییییییی بچه ها یه خبر توپ![]()
![]()
![]()
خدایا نگاهم کن که نگاهت را خیلی دوست دارم
))))))))))))))))
100کیلومتری تهران کلی خوشحال شدم ![]()
![]()
![]()
و آرزوی موفقیت واسه همه دوستان گلم دارم ![]()
![]()










![]()
درامده بود ميگفتن پيش هستين بايد درس بخونين ![]()
بود با دوتا از برو بچ توي يك كلاسيم ايول ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتي از اون بالا شهر رو نگاه ميكني چه سكوتي همه جا رو فرا گرفته ![]()







| Design By : Night Skin |



