معماری اقیانوسی است به عمق یک متر
تنها تو تكيه گاه مايي خدايا ! مي دانم كه تو نزديكي و هر زمان و هر جا ميتوانم صدايت بزنم و خواسته هايم را با تو در ميان بگذارم خدايا! مي دانم به هر زباني با تو حرف بزنيم ، تو مي شنوي و پاسخ ميدهي . ميدانم كه مهم نيست با كدام كلمه ها به تو فكر كنيم و با كدام نام صدايت كنيم و از تو كمك بخواهيم ، اما صدا كردنت به روشي كه دوستان نزديكت صدايت ميكنن و حرف زدن با تو آن طور كه آنها با تو حرف مي زنند لطف ديگري دارد امام سجاد به دعا ها و مناجات هايش مشهور است به زبان اما م سجاد ع با تو حرف ميزنم خدايا ! صدايت مي زنم ، كسي را صدا مي زنم كه هر وقت از او چيزي بخواهند ، در يغ ندارد كسي كه هر كس به او اميد وار باشد ، نا اميدش نمي كند و هر كه به سويش برود او را پيش خود مي برد و به خود نزديك ميكند خدايا ! تو تنها كسي هستي كه هر گاه بنده اي آشكارا از دستورش سر پيچي كند ، گناه و زشتي اش را مي پوشاني تا ديگران نبينند و آبرويش نريزد خدايا! تنها تويي كه هرگاه كسي بر تو تكيه كند او را مي پذيري و براي تمام زندگي تكيه گاهش ميشوي خدايا ! چه طور از تو نااميد شوم كه پيش از آنكه از تو چيزي بخواهم نعمت هايت را از من دريغ نداشتي ؟ خدايا ! تو كه در خانه ات هميشه و به روي همه باز است ، طوري دلم را به خود اميدوار كن كه جانم آرام بگيرد و چنان يقين و اطمينان به جانم ببخش كه تمام سختي ها بر من آسان شود . فردا ميرم تو 18 چه سني مسخره هستش سني كه به قول برو بچ تازه بزرگ شدي كاش كسي كه دوستش داشتم هم الان بود خيلي ساده بگم دلم واست خيلي تنگ شده بعد اين مدت ولي نه ديگه مي شه من پيشش باشم نه اون پيشم باشه خيلي ماه بود خيلي بچه باحالي بود بعد اون حتي نتونستم يكي از تارهاي موهاش رو پيدا كنم چه برسه يكي عين اون رو ولي بي خيال من با خيالشم ميتونم زندگي كنم بي خيال بابا انگار نه انگار تولد مه زدم تو فاز خاكي زندگي رو عشقه خودمو عشقه بچه ها ميگن اگه آرزو كنيم بر آورد ميشه من واسه تمام كسايي كه همديگر رو دوست دارن دعا ميكنم به هم برسن انشالله همه كنكوري ها هم قبول بشن دوستام و منم توشون همون رشته اي كه دوست دارن همون جايي كه خودشون ميخوان و تمام مريض ها شفا پيدا كنن مامان علي هم توش و تمام كساني كه من دوستشون دارم ولي مريض هستن تمام كسايي كه دنبال كار هستن هم كار پيدا كنن تمام جوان ها هم خوش بخت بشن علي واست دعا ميكنم هميشه هر جا كه هستي شاد و خوش بخت باشي و بدوني يه كسي هست كه هميشه واست دعا ميكنه بچه ها همتون رو دوست دارم تولدددددددددددددددددددددددددددددم مبارك جيگرم تولدددددددددددددددددددددددددددددددددت مبارك انشالله شاد و خرم باشيد قربانتون ناهيد تولد تولد تولدم مبارك مبارك مبارك تولدم مبارك انشالله صد ساله شي نه صد بيست ساله شي نه صد بيست سال كمه هميشه زنده باشي مي دانم تو همه جا تو نزديكي . بارها شنيده ام . آن حكايت قديمي را هم از ياد نبرده ام كه روزي معلم مكتب خانه اي قديمي از شاگردانش خواست كه هركدام ، مرغي را در جايي كه كسي نباشد آنها را ببيند، سر ببرند و ببرند مكتب . فرداي آن روز ، هر كدام از بچه ها ، جاي خلوتي را پيدا ميكنند و به خيال خود طبق خواسته معلم در حالي كه هيچ كس او را نمي بيند ، مرغ را سر مي برد . آن روز در دست هر كدام از شاگردها ، يك مرغ سر بريده بود و فقط يكي از آنها مرغ زنده با خود آورده بود بقيه بچه ها فكر مي كردند كه آن شاگرد چون به حرف معلم گوش نكرده ، تنبيه خواهد شد . معلم آمد و او را كه با مرغ زنده ديد ؛ پرسيد : مگر نگفته بودم مرغ را سر ببريد ؟ شاگرد جواب داد شما گفتيد مرغ را در جايي كه هيچ كس ما را نبيند سر ببريم من چنين جايي را پيدا نكردم هر جا كه مي رفتم خدا مرا ميديد . آن وقت همه شاگردها به راز آن خواسته معلم پي بردند كه چگونه ميخواست به آنها درسي بدهد كه خوب يادشان بماند آنها متوجه شدند كخه فقط يك نفر اين راز را فهميد مي دانستم كه خدا در قسمتي از يك آيه از قرآن هم به اين نكته اشاره ميكند و ميگويد او همه جا هست و از همه كارهاي ما خبر دارد و حتي از آنچه در دل هاي ما مي گذرد هم آگاه است هم قصه نانموده داني هم نامه نانوشته خواني همه اينها را شنيده بودم و خوانده بودم اما راستش نميدانم چرا انگار اينها بيشتر براي حساب بردن يا ترساندن بود . انگار براي اين بود كه به آدم بگويد كه يك وقت فكر نكني مي توني از مجازات و عذاب خدا فرار كني . و البته اين ماجرا هم درست بود . ولي از ديشب دارم به اين فكر مي كنم كه خب اين همه جا بودن و از همه چيز خبر داشتن كه فقط مخصوص بدي ها و مجازات و تنبه نيستش او كه اين همه مهرباني و رحمت خود تا كيد دارد ؛ او كه اين همه عيب پوشي و بخشنده بودن خودش را به ما ياد آوري ميكند او كه قطعا دنبال عيب و گناه كسي نيست كه زود او را مجازات كند به اين نكته مي رسم و مي گردم به سوره حديد ميرسم از اول سوره اين كه هر موجودي كه در آسما نها و زمين است به ستايش خدا مي پردازد ؛ خدايي كه عزيز و حكيم است و ملك آسمانها و زمين از آن اوست و اوست كه زنده ميكند مي ميراند بر هر كاري تواناست اول آخر آشكار و پنهان براي او آشكار است او زمين و آسمان را در 6 روز آفريد و به تدبير كارهاي عالم پرداخت او از آنچه در زمين فرو مي رود ، يا از آن سر بر مي آورد ، يا آنچه كه از آسمان فرو مي آيد و آنچه كه به سوي آسمان اوج ميگيرد با خبر است . و او با شماست هر جا كه باشيد و خدا به آنچه انجام مي دهيد بيناست فكر كن هميشه يه نيروي عظيم داره ازت نگهداري ميكنه هيچ وقت تنها نيستي چرا از تنهايي و تاريكي بترسي واقعا باهاش كه باشي ديگه تنهايي معنا نداره ديگه الان بيشتراز اين كه از خدا بترسم از وجودش كه احاطمون كرد احساس آرامش ميكنم يه جورايي هم ازش حساب ميبرم فكر كن بلا تشبيه يه آدم بزرگ با ابهت هميشه پيشت باشه واي همش مواظب رفتارتي تا پيشش خطا نكني هم همزمان از بودنش لذت ميبري و مي دوني يه پشتيبان داري و احساس امنيت ميكني و ميدوني هيچ كسي نميتونه بهت آسيب برسونه ديگه تنهايي معني نداره ..... سلام 2 تا مطلب برو بچ گلم امشب ليله الرغائب هستش تو رو خدا توي قنوت سبز دعاهاتون من و دوستام رو فراموش نكنيد منم واسه همه همه همهتون دعا مي كنم .................................................................................................................... سلام به همه اونهايي كه دوستشون دارم و اونها هم من رو دوست دارن !!!! بچه ها دلم واستون تنگ شده بود ميخواستم يه كم واستون از اين مدت تا كنكور بگم واييييييييييي آره امروز كنكور داشتم اين چند وقت قبل كنكور و بي خيال (قبلش 7هفته خوندم ) خود كنكور خيلي با حال بود خوش گذشت صبح من و مهسا و بابايي (مهسا دوستمه اونم تو حوزه ما بود ) اون كه فقط نه همه بچه هاي پارسال (3دبيرستان ) و پيش حوزه امتحانيشون شريف بود واي چه مسخره بازي در اورديم من و مهسا شريف رو ،رو سر بچه ها خراب كرديم همه بچه ها مون هم افتاده بودن توي دانشكده ابن سينا واي هي از اين طبقه به اون طبقه به بچه ها مي گفتم نشون نديم تا حالا دانشگاه نديدم ولي من اصلا خواهش هاي رئيس دانشگاه شريف رو قبول نميكنم خوشم نيومد از شريف من فقط دانشگاههاي فراسه انگليس ايران نمي مونم من ميشم فرار مخخخخخخخخخخخخ ها ها ها ها ها ها ها ها جاي همتون خالي بود تا امتحان 1.30 وقت بود ما هم شيطنت همه برو بچ پارسال رو ديدم دلم واسه همشون تنگ شده بود سارا مرضيه الهام ط الهام س مهتاب ليلا ساناز بنفشه هانيه مهسا mostfav مهسا pph زهره سولماز فاطمه dargah اينها رو من ديدم بچه هاي امسال رو هم كم و بيش ديدم ولي اينهايي كه نوشته بودم رو خيلي وقت بود نديده بودم من كه كلا چاكر رفاقتم هستيم اينم بگم من كه دوستي هام خيلي ارزش مي ذارم ولي وقتي كسي نخواد باهام بپره باهاش پرواز نمي كنم اينها مال قبل كنكور بود خود كنكور هم عمومي هام رو زدم جز English 3تا معارف وقت كم اوردم نگاه كردم ديدم اصلا بلد هم نبود اختصاصي ها هم اين 7 هفته بعد امتحاناتم فقط شيمي خونده بودم شيمي زدم 4 تا فيزيك هيچي رياضي در كل سوالات به نظر من خوب بود برگشتي هم بابايي امد دنبال من و مهسا آخه من و مهسا خونه هامون توي يه كوچه است با هم مي پريم بابايي مي گفت صبح كه دم حوزه واستاده بوده تا من و مهي بريم تو يه دختره بوده 4تا راني 4 كيك 4 موز 8 هلو 8زردآلو 2تا شيشه نوشابه خانواده آب معدني اورده بوده بابام به ماميش گفته پيكنيك هم ميدادين مي اورده ديگه اينم كنكور تموم شد همه چيز بچه ها حس بدي ندارم حسي ندارم در كل دلم مي خواد هرچي خودش ميخواد بشه راضيم به هرچي اون بهش راضيه پايان كنكور رياضي 88
![]()
![]()
![]()
تولدم رو به خودم تبريك ميگم ![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()



| Design By : Night Skin |


